Sayonara Color
فیلم سایونارا کلر
شیوهی کار کرده به عنوان دکتر در بیمارستانی کنار دریا. روزی بیماری جدیدی به بیمارستان وارد میشود با سرطان تخمدان. شیوهی از به یاد آوردن میچیكو، اولین عشق دوران دبیرستانش، شگفتزده میشود. شیوهی زندگی مجردی بیمحتوا میگذراند و برای همراهی دختران دبیرستانی و دیدار با زنی پیرتر در بار محلی هزینه میپردازد، اما در واقع در طول بیست سال اخیر میخواست میچیكو را به یاد آورد. متأسفانه میچیكو او را به یاد نمیآورد. شیوهی با محبت و صبرش سعی میکند او را به یاد گذشته بیندازد. در ابتدا او از رفتارهای صریح او عصبانی میشود، اما به تدریج به او گرم میشود. بهواسطه مراقبتهای مهربانانه شیوهی، وضعیت میچیو بهبود مییابد و سرطان او قابل عمل است. عملیات موفقیتآمیز است، اما اکنون شیوهی متوجه میشود که خودش سرطان لاعلاجی دارد.