برای یک شب
For One Night
شهر آنها همیشه دو جشن فارغالتحصیلی داشت، یکی برای سفیدپوستان و دیگری برای سیاهپوستان. وقتی هر دو جشن به یک دیجی نیاز داشتند، بریانا مککالیستر پیشنهاد ترکیب جشنها را داد که همچنین به معنای درآمد بیشتر برای تزئینات بود. با این حال، ایده او شهر را به هم ریخت، به ویژه پس از اینکه یک دانشآموز سفیدپوست به خاطر همان تخلفی که یک دانشآموز سیاهپوست به خاطر آن معلق شده بود، آزاد شد. آیا شهر میتواند تنشهای نژادی را پشت سر بگذارد و در نهایت دو جشن را ترکیب کند؟