The Fisherwoman
فیلم زن ماهیگیر
زن ماهیگیر نیرویی غالب در جزیره شلوغ بود. او به تنهایی کسب و کار بزرگی راه انداخته بود. او بسیاری از ماهیگیران را استخدام کرده و هر سال ثروتمندتر میشد. او پسرش را به دانشگاه فرستاد و وقتی او بعد از فارغالتحصیلی به او گفت که قصد دارد به او در کار کمک کند، خوشحال شد. اما تماس با دنیا او را برای یک زندگی محدود خراب کرده بود. مادر راز او را فهمید، هرچند او سعی کرد آن را پنهان کند. "تو زندگی خودت را داری، پسرم،" او گفت، "و من نمیخواهم تو را اینجا نگه دارم." پیشرفت پسر در کسب و کار سریع بود. یک روز خبری از او رسید که ازدواج کرده و عکسی از عروسش برای مادرش فرستاد. زمان گذشت و پسر کمتر و کمتر مینوشت. مادر معتقد بود که همسرش مقصر است و هرچند هرگز او را ملاقات نکرده بود، شروع به نفرت از او کرد.