خط داستانی
وقتی افسر مرزی پرخاشگر تگزاسی، مایک نورتن دوست و کارگر مزرعه پِت پرکینز را به اشتباه می کشد و دفن می کند، او به یاد وعده ای می افتد و باید دوستش ملکیادس Estrada را در شهر مکزیکی اش دفن کند. او نورتن را می رباید و جسد Estrada را از گور بیرون می کشد و کاروان عجیبی با چنین هدفی به سمت مکزیک حرکت می کند