خط داستانی
مک با شهرت به مردانگی و بیتعهدی، حالا به زندگی مجردی خود کاملاً عادت کرده است که ناگهان لیسا، خواهر همخوابه و شریک همخانهاش آولی، در خانه او ظاهر میشود و میخواهد برای چهل روز آینده بماند. چه بهتر از این؟ مک فکر میکند شکار را یافته است. اما خیلی زود میفهمد که لیسا تنها نیست: با او مایا، فرزند شیرینش است - و این آخرین آستانه برای مک است. چگونه او و آولی میخواهند در مسابقه معماری شورای شهر پیروز شوند در حالی که کودکی بیقراری فریاد میزند؟ آولی برای کمک به لیسا پنهان میفشارد و به سر مک اسلحه میبرد: یا مادر و کودک میتوانند بمانند یا او خانه را ترک میکند.