خط داستانی
رِمان جوان، خوشتیپ و بافرهنگ به دیدن پدربزرگش بر روی بستر مرگ میرود در حین دیدار او توضیح میدهد که برای به ارث بردن مزرعهٔ منزویاش باید با دخترعمویش بیاتریس شریک شود اما سایهای تاریک به این ملک مربوط است مملو از رمز و راز قتلها و رویدادهای غیرتوضیحی شاید حتی فراطبیعی