خط داستانی
روت زن جذاب و مستقلِ در دههٔ پنجاهم زندگی است که همواره برای دخترش زندگی کرده است. اما لیدا، که اکنون در اواسط بیست سالگی است، شروع به جدا شدن از مادر پرپشت قدرت میکند. در این زمان دشوار و میانجی میان مادر و دختر، لیدا ناگهان به اماس مبتلا میشود. در روبهروی روت، گمانی ترسناک جوانه میزند: شاید لیدا در تماس مداوم با حلالهای چاپخانهای که کارآموزی میکند، مسموم شده است. هنگامی که روت از ترسش میگوید، شرکت به وکیل کارگاه، رابرت، حمله میکند. او در افشای حقیقت، شریک قدیمی دوران کودکی روت است.