خط داستانی
دیمکا زن جوانی ازدواج کرده که همه چیز دارد؛ خانه و ماشین. اما خوشحال نیست. با گرگور آشنا می شود که از دیگران تفاوت دارد. او به موسیقی عشق می ورزد. آنها مادیات و نظر دیگران را نادیده می گیرند. اما دیمکا تحمل این را ندارد و به شوهرش برمی گردد تا به شیوهٔ خود زندگی کند.