O Rapaz do Trapézio Voador
فیلم پسربچهٔ تپهٔ معلق
در روستای استرِلا که با آبهای سد جدید الگووا تهدید میشود آن روستا به «جزیره» تبدیل میشود. اما چنانکه همیشه یک بدی با خود بدی میآورد، زندگی روزمره ساکنان این روستای کوچک کوهستانی با مرگ آدریانو دگرگون میشود. در قالبی از اندیشهها و اشعار فراندانوشته، آدریانو با بیانِ «برای آفریدن، خود را از درون نابود کردم؛ بسیار چیزی درونم بیرونزدنی است تا درونم تنها نمایشی بیرونی باشد» به توضیح حالِ خود میپردازد. او در روز جشن روستا خودکشی میکند و در میدان اصلی روستا که از مدتها مرکز جهان برایش بوده، به زندگی ادامه میدهد. آدریانو احساس محاصره و افسردگی و ناامیدی را تجربه میکند و میگوید: «هیچکس نمیتواند مردی را که با خودکشِی در لَبّی همراه است متوقف کند» که همواره به لیسِته بازگو میکند، تا حد خستگی از بیان.