در یکی از سفرهایش، وحید، یک خبرنگار چهل ساله، با سوسن، یک مهماندار جوان، ملاقات میکند. تحسین بین آنها رشد میکند و عشق شکل میگیرد، اما تفاوت سنی بین آنها مانع است، زیرا سوسن از تکرار تجربه مادرش میترسد که با پدرش که بیست سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد و سپس او فوت کرد. سوسن بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود و وحید به دیدنش میرود. مادر متعجب میشود که او عاشقش است، کسی که در جوانی دوستش داشت و نتوانست با او ازدواج کند.