خط داستانی
نینا تیلورسن که به تازگی از هم پاشیده شده است و فرزند کوچک او ماسون به یک شهر کوچک در جورجیا میروند تا زندگی تازهای را آغاز کنند. ماسون با گوئیوس استیونز که مردی مسن و تنها است و به تازگی همسرش را از دست داده است دوست میشود و آنها با هم سعی میکنند تعدادی توله سگ بیسرپرست را که در میان بوتههای ضخیم کدزو پنهان هستند نجات دهند. عشق، ایمان و عزم آنها به آنها کمک میکند تا با از دست دادن و جدایی کنار بیایند و برکات وجودشان در فصل تعطیلات را درک کنند.