خط داستانی
در اواخر دهه ۱۸۹۰، زغال سنگ یک منبع طبیعی جدید و با ارزش است. در دوران رشد سریع اقتصادی، رویاها در زندگی بسیاری از مردم ژاپن شکل میگیرد. مرد جوانی با نگاهی پر از اراده و بیباک، به شمال کیوشو قدم میگذارد، منطقهای که یاکوزا در آن رونق داشت. نام او کینگورو تامای (یوچیرو ایشیهارا) است. با برنامهای برای سفر به دور دنیا، کینگورو به سختی در یک معدن زغال سنگ کار میکند. وفاداری و سختکوشی او احترام همکارانش را جلب میکند، شجاعتش قلب زیبای مون (روریکو آساوکا) را میرباید و موفقیتش حسادت دشمنانش را برمیانگیزد.