ریدهیما پیش از کار در شرکت داروسازی در دهلی به روستای دوردستی در ایالت آندرا پرادش میرود تا با استادی که دارویی نو اختراع کرده است در مورد پتنتها معامله کند. استاد یادداشتی میگذارد که برای بازگشت دیر میآید چون کار اضطراری دارد و او منتظر آمدنش باشد. در آن زمان مهاداو را، وکیل جوانی که نظارت بر فروش پتنت را دارد، آنجا میرسد. ریهمی یک دختر خوشگذران و غیرمتاهل است. مهاداو مردی پُرخاشج است که ازدواج کرده و ناامید است. رویدادهای چند ساعته بین این دو، بخشی از داستان را تشکیل میدهد