داستان از اوج دوران گلیسون آغاز می شود. او همه چیز دارد: زنان، ثروت و قدرت فوق العاده. اما با یادگارهای دوران کودکی خود دست وپنجه نرم می کند. گلیسون سال های شکل گیری خود را در مسابقات آماتور، اجرا در اماکن تاریک سپری می کند. در مسیر، لطمه هایی از گنگ های معروف در شهر می گیرد و با ژنوئیو، رقصنده ای که ازدواج می کند، عشق می یابد. اما گلیسون همسر نمونه یا پدر مسئول نیست و خانواده اش را ترک می کند تا به صداي هالیوود پاسخ دهد. بی پروا، مغرور و خودشیفته، او کارگردانانش و مردی که او را کشف می کند را فراری می دهد. وقتی به نیویورک می رسد، یکی از فرصت های دوم کمیابی را در محیط جدید تلویزیون پیدا می کند و برخی از شخصیت های فراموش نشدنی آن را می سازد. اما حتی وقتی گلیسون به صحبت با رشته می شود، زندگی او - که با خشم، مشروب و ناامنی اداره می شود - خود را فرو می ریزد.