خط داستانی
سیسلی و یوآخیم در آستانه ازدواج هستند که تصادفی وحشتناک منجر به نابینایی یا ناتوانی یوآخیم میشود و زندگیشان را به هم میریزد. راننده خودرو دیگر، ماری، و خانوادهاش نیز از این اتفاق متضرر میشوند. همسر او، نیلز، در همان بیمارستانی که کار میکند با سیسلی ملاقات میکند و به طور دیوانهواری به او جذب میشود.