خط داستانی
یولی مرکل مهندس و مخترعی است که با همسر و فرزندی زندگی میکند و عمدتاً به حرفهٔ خود میپردازد. روزی مأموریت عجیبی از مدیر عاملی به نام زایم به او محول میشود: پیگیری کارشناس سابق طراحی هاینر رودولف تا دستگاههایش را از جیبش بیرون آورد. رودولف که به خاطر کار آیندهنگرانهاش در آن زمان مسخره میشد، تمامی مدارکش را با خود برده است. اکنون برای انجام سفارش صادراتی مهم، به این مدارک نیاز است. در جستوجوی رودولف، اویی مرکل متوجه میشود که نوجوان نیست که بلکه به کارش کشیده میشود. او در نهایت رودولف را به عنوان گورکن در جزیره روگن مییابد. ملاقات کمتری او را نسبت به صحت اخلاقی مأموریتش مردد میکند. او از اینجا کنار میرود و آنجا میماند، در حالی که رودولف از مدیر عامل پیشنهادی را میپذیرد.