پروفسور بریج موهان آغنیهوتری یک مجرد قطعی است. هیچ مقدار التماس یا حتی خواهش برای ازدواج بر او تأثیری ندارد. شهرت او در اطراف پخش میشود و او یک جوان به نام راجش را جذب میکند که میخواهد او را به عنوان مربی خود داشته باشد، که بریج با آن موافقت میکند. در یک بازدید از دوستی در خارج از شهر، بریج با دختر زیبایش، پونام، ملاقات میکند و عاشق او میشود. او تمام احتیاطها را کنار میگذارد، ظاهر خود را تغییر میدهد و سعی میکند پونام را جذب کند، اما متوجه میشود که پونام به دانشجوی او، راجش، علاقهمند است. حالا پروفسور باید تصمیم بگیرد که آیا باید شاگردش را کاملاً کنار بگذارد یا نقشهایشان را معکوس کند و او را مربی خود کند.