هیچ چیزی بین آن ماری و تختهاش قرار نمیگیرد. او در یک کلبه ساحلی با سه همخانه زندگی میکند و هر روز قبل از سپیدهدم برای تسخیر امواج بیدار میشود و روزها را تا مسابقه پیپ مسترز میشمارد. آن ماری با هیچکس جز خود به هاوایی منتقل شده و همه آنچه نیاز دارد را در صحنه پرهیجان موجسواری پیدا میکند - تا اینکه کوارتربک حرفهای مت تولمن وارد زندگیاش میشود...