خط داستانی
ثروتهای سه دوست فقیر و خانوادههایشان به طور ناگهانی پس از سقوط یک هواپیما در کوههای نزدیک تغییر میکند. آنها به همراه تمام روستاییان به محل سقوط میشتابند، نه برای کمک به قربانیان، بلکه برای غارت اموال آنها. یک مسافر آمریکایی مرده مقدار زیادی پول در چمدانش داشت که مسیونگ، پونسوی و جامین آن را پیدا کرده و به طمع خود نگه میدارند. اما شهردار شهر طمعکار میشود و با مزدورانش سه نفر را ربوده تا آنها را از غنایمشان خالی کند.