خط داستانی
برای بزرگداشت 60 سال از آغاز جنگ میهنی بزرگ 1941-1945. فیلم در یک روستای کوچک در غرب روسیه اتفاق میافتد. این داستان درباره دو روز از زندگی یک خانواده عادی است: یک پدر، یک مادر و دختر پنج سالهشان. گاریک سوکاشیوف درباره فیلمش میگوید: «در 22 ژوئن 1941، یک خانواده در حال جشن تولد دخترشان هستند. روزی زیبا و آفتابی، پر از شادی و خوشحالی. برای دختر، این روز پر از رویدادهای مهم و ماجراجویی است - تولد او توسط کل روستا جشن گرفته میشود، نه فقط خانوادهاش. و هیچکس هنوز نمیداند که فردا پدرش برای کار به مرکز منطقه میرود و چند ساعت بعد با یونیفورم نگهبانی به خانه برمیگردد تا فقط با خانوادهاش خداحافظی کند. و در لحظه خداحافظی آنها، آلمانیها در حال ورود به روستا خواهند بود. و آنها در کنار رودخانه، در همان ساحلی که دیروز خانواده شاد و بیخیال در حال آفتاب گرفتن و تفریح بودند، تیراندازی خواهند شد…