لولو هفتاد هفت
Lulù 77
آنتونیو بازاری نیپولی مقیم استانبول با کنیز لولا در پاریس آشنا میشود که شغلش را انکار میکند. پس از دزدی از پاتنِر خود، کیرو، دختر جوان مرد را با ماموریت فرستادن به کشتی به ترکیه میبرد؛ پس از بیهوشی به او یاد میدهد که با او ازدواج کرده است