Once in a Lifetime
فیلم یک بار در زندگی
مونا برگستروم زنی شیرین و عاشق یوروویژن در دهه سی زندگیاش است. او با شوهری تنبل ازدواج کرده و چهار فرزند دارد که همه نامشان را از ستارههای پاپ یوروویژن سوئدی انتخاب کرده است. برادرش مردی کراسدریسینگ به نام "کندی دارلینگ" است. مونا در یک خانه سالمندان برای افراد معلول کار میکند و مسئول مراقبت از مرد جوانی به نام دیوید است که به بیماری محدودکننده حرکتی مبتلاست و مجبور به استفاده از ویلچر است. والدین دیوید او را رها کردهاند زیرا خواهان فرزندی عادی بودند. مونا جایگاه بزرگی در قلب دیوید دارد و برعکس. هدف دیوید این است که والدینش را به دیدن خود بیاورد و به آنها نشان دهد که با وجود ناتوانیاش، فرد بزرگی است. بنابراین او با موسیقی روی کامپیوترش کار میکند و هدفش این است که آهنگی بسازد، آن را برای "کاردیگانها"، یک گروه معروف سوئدی ارسال کند و از آنها بخواهد که آهنگ را اجرا کنند و نامش را ذکر کنند، به امید اینکه والدینش آن را ببینند و بخواهند به دیدنش بیایند.