خط داستانی
کریستین، دختری از یک روستا، که توسط جیسون اوکمدزه، یک اشرافزاده محلی، مورد تجاوز قرار میگیرد، تصمیم به خودکشی میگیرد اما اهالی روستا بدن او را در رودخانه پیدا کرده و موفق به نجاتش میشوند. پس از این حادثه، کریستین با سونا، کسی که به او امیدواری میدهد، دوست میشود تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اما به جای کمک به او، سونا کریستین را به خانه فساد میبرد.