خط داستانی
کمدی درباره بودن همان گونه که می خواهی و انجام دادن آنچه می خواهی انجام دهی، متمرکز بر کافه ای در پِکهام که مشتریانش در گرمای شدید تابستان دست و پنجه نرم می کنند. مالک بنوان باب با یک پیشنهاد خرید از توسعهگر بی رحمانه روبرو است، در حالی که به مسائل معمولی مشتریانش نیز میپردازد. متی، بهترین دوست باب، تحت فشار کارلا، دختر دوست داشتۀ مادری ترسناک، است. جیمی، بوکسر که به بازگشتش میبالد اما توسط مدیر بدخواهش ناکام میماند، نگران حمایت از خانوادهاش است. و ملیکِی، بازیگر درخوش است که علاقه ای به باب دارد و باید با نقشی حماسی روبهرو شود تا خجالتش را کنار بگذارد و به صاحبخانه پرمشغول نشان دهد که چگونه احساسش را میبیند