خط داستانی
این فیلم روایت چند روز بی حادثه در زندگی شش دوست است. لالی طرفدار بزرگی از آمریکا، صاحب یک کافه کنار جاده به نام شیشه ای است. گابن ماشین می رباید، فاکس کلاهبردار جزئی، سانجی بی عرضه و بی خانمان، کوکو از رفتن به آمریکا می گوید و اسلیم با ساکسفون می نوازد. گابن لالی را متقاعد می کند تا یک شورولت قدیمی ایمپالا بخرد، رویای آمریکایی واقعی. پس از ماجراجویی طولانی برای به دست آوردن ماشین، حتی فرصت آزمایش خودرو برای لالی نیست، زیرا کامیون آن را کاملاً خراب میکند. در این میان فاکس به دنبال “خرابه” است تا با پول زیاد بفروشد. اما لالی چیزی را که فکر میکرد زباله است فروخته و دیگر چارهای ندارد