خط داستانی
فیلم در سال ۱۹۳۸ در بلاروس غربی که بخشی از لهستان بوده رویداد مییابد. زنی روستایی به نام الْسیا میخواهد با تمام وجود خانه و زمینی را که متعلق به او نیست دوباره به دست آورد تا با معشوقش ایمپول، از او فرزندی در راه دارد، خوشبخت باشد. برادرش میتیا، شاعری است که اشعار آزادیخواه مینگارد و برای بازجویی احضار شده و به شکل وحشیانهای شکنجه میشود.