ایوان هالک پسر شاعر نامدار وتیزسلینا هالک پزشک شد و زندگی اش را به روستای اسلواکی سپری میکند. او به مردم فقیر این منطقه کمک میکند، با سنتها و آیینهای مردمان فقیر آشنا میشود و از فقر گسترده رنج میبرد. او با این باور که تنها کسانی که از فقر گسترده رها شوند میتوانند این مردم فقیر را به زندگی واقعی آبرومندانهای برسانند، به ارائه آبی زنده اقدام میکند