همراهی گرثی
Společnice
داستان زن کهنسالی به نام ها نا که زندگی خویش را وقف باغ ها کرده است او آنها را طراحی می کند کاشت می کند مراقبت می نماید و برای آنها زندگی می کند اکنون پیر است بیمار است حرکت مشکل دارد و احساس می کند که زندگی او کوچک شده و به پایان می رسد با این حال ها نا زن واقع گرایی است با حس شوخ طبعی آیرونی می تواند هنوز به پسر بزرگش نیز کنایه بزند او به وضوح می بیند که زندگی اش تغییری نخواهد کرد برعکس اتفاق می افتد دختر جوانی با کفش ورزیده وارد زندگی ها نا می شود