خط داستانی
ویرجین گراچ و لیونید اوسادچی بزهکاران خطرناکی هستند. ویکتور که فردی قوی و مستقل میپندارد، میخواهد برادر کوچکترش شورکا را نیز ببیند و با اطاعت از ویکتور به طور غیرارادی در جنایتهای جدی شریک میشود و در نهایت به دادگاه میرسد. حکم مدت طولانی نمیشود صادر شود تا قاضی میزان گناه هر یک از برادران را درک کند و حقیقت را بیابد و دریابد چه چیز آدمهای عادی را تبدیل به دزدان و قاتلان کرده است.