این فیلم بر اساس نقض حقوق بشر توسط پلیس و مقامات زندان در هند در دوران اضطراری ۱۹۷۵–۱۹۷۷ ساخته شده است و داستان اونی کریشنان، یک زندانی سابق را روایت میکند. او که به تازگی از زندان آزاد شده است، داستان زندگیاش را برای همسفرانش در اتوبوس تعریف میکند. او از بزرگ شدن یتیمانهاش، شغلش به عنوان یک مقام جنگل و عشقش به زن جوانی به نام ثولاسی صحبت میکند، که به او قول داده بود با او ازدواج کند، قبل از اینکه به اشتباه به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود، دستگیر شود.