خط داستانی
یک کارگر جوان به نام گاوریل ایووشکین به همراه همرزمانش به دشت آلتای رفت تا یک کمون بسازد. گاوریل ایووشکین سرما و گرسنگی و مبارزه با ضد انقلاب را تحمل کرد. اما او نتوانست احساساتش را نسبت به لیوباشا، دختر یک "کولاك" محلی پنهان کند.
شارژتو
یک کارگر جوان به نام گاوریل ایووشکین به همراه همرزمانش به دشت آلتای رفت تا یک کمون بسازد. گاوریل ایووشکین سرما و گرسنگی و مبارزه با ضد انقلاب را تحمل کرد. اما او نتوانست احساساتش را نسبت به لیوباشا، دختر یک "کولاك" محلی پنهان کند.