خط داستانی
در یک عصر زودهنگام روز یکشنبه، مردم یک شهر کوچک در حال خواندن نتایج قرعهکشی هستند که بر روی یک تابلو آویزان شده است. جوانی به نام کارل آنتوس از این که بلیت قرعهکشیاش تنها با یک شماره از جایزه اصلی، یک خودرو، جا مانده، ناراحت است. کارل به همراه دوستش یرکا بروز به بار میرود تا بدشانسیاش را با نوشیدنی فراموش کند. حسابدار قدیمی، زلینکا، کیف پولی را میاندازد. کارل آن را برمیدارد و قبل از اینکه آن را برگرداند، بلیت برنده قرعهکشی را در آن میبیند. هر دو جوان مرد، مرد مست پیر را همراهی میکنند. کارل بلیت را میدزدد و آن را با بلیت خود عوض میکند. روز بعد، زلینکا مرده پیدا میشود. بازپرسها، کاپیتان توما و ستوان لیبال، به زودی متوجه میشوند که این یک پرونده قتل است که به عنوان یک حادثه پوشش داده شده است.