The Black Galley
فیلم گالی سیاه
آنتورپ در پایان قرن شانزدهم. برای بار دوم، شهر به دست اسپانیاییهای غارتگر و قاتل میافتد. یان و مایگا تنها ده سال دارند. در حالی که پدر مایگا سعی میکند با اسپانیاییها کنار بیاید، یان با پدرش کشور اشغالشده را ترک میکند. وقتی یان به جوانی تبدیل میشود، به گوزنها ملحق میشود و به عنوان ناخدا به بهترین کشتی، "گالی سیاه"، منصوب میشود. او از نبردها و خطرات زیادی جان سالم به در میبرد، اما یک روز به دست اسپانیاییها اسیر میشود. او نه تنها خود را آزاد میکند بلکه مایگای محبوبش را نیز از چنگ دشمن نجات میدهد. در سال 1609، اسپانیاییها مجبور میشوند سرانجام استقلال استانهای شمالی را به رسمیت بشناسند.