خط داستانی
دوستی دوران کودکی قهرمانان ویکتور و نارینگ با هم در خیابان شکل میگیرد. در سنین کودکی به فعالیتهای پرخطر دست میزنند. نارینگ تحت فشار والدین پرورشگاهش به مدرسهٔ علمیه میرود تا کشیش شود. ویکتور بدون حمایت والدینی بزرگ میشود و به جنایت کشیده میشود و در نهایت به زندان میافتد. نارینگ بهعنوان کشیش محله به دیدار دوست قدیمی میرود و تا پایان دورهٔ زندان با او همدلی میکند. با بازگشت به شهر، نارینگ با ویکتور به خانه باز میگردد تا مشکل همزیستی پسران بیسرپرست را حل کند. هرچند دوستی دوباره برقرار شده، اما اختلافهای آنها در تربیت بچهها به دلیل روشهای متفاوتی که برای پرورش آنان در پیش گرفتهاند، منجر به مشاجره میشود. ویکتور آنها را به شیوهٔ خشن و خطرناک آموزش میدهد در حالی که نارینگ میخواهد همه چیز را به شیوهای صلحآمیز برگزار کند.