Hlídač č. 47
فیلم نگهبان شماره ۴۷
یک فروشنده جوان روستایی به نام فردا زوسکا میخواهد خود را جلوی قطار بیندازد زیرا دوست دخترش با شخص دیگری ازدواج کرده است. در آخرین لحظه، او توسط نگهبان راهآهن دوشا و همسرش آنا نجات مییابد. فردا به زودی غم خود را فراموش میکند و شروع به درCourting آنا میکند. دوشای بیخبر به سوژه خنده تمام روستا تبدیل میشود. علاوه بر این، در حین نجات فردا، او بر روی خاکریز لیز میخورد، آسیب میبیند و از آن زمان در شنیدن مشکل دارد. یک روز، او با وحشت متوجه میشود که کاملاً ناشنوا شده و بنابراین باید شغل خود را ترک کند...