داستان مردمی از حاشیهٔ شهر. لُکا با پسر بزرگش به دنبال فهم و خوشبختی است. دانا و آونا آرامگاهها را نگه میدارند و گل میفروشند. روزمرگیشان پر از نگرانیهای خرد و رویاهای بزرگ است. پسرش که به زندان میرود، و لُکا با یک مربی زندان ارتباطی برقرار میکند. پیوندی مورد انتظار در افق ظاهر میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.