لِ شپو̃نْتس
Le Schpountz
ایرینیه هیچ تمایلی به کار در مغازهٔ خواروببار عمو ندارد و رویای تبدیل شدن به بازیگر را در سر میپروراند. فرصت او زمانی اتفاق میافتد که گروهی از سازندگان فیلم به روستای کوچک او میآیند. ایرینیه شروع میکند به اغراق کردن برای جلب توجه، اقدامی که او را به سنتیترین جوک مربوط به «شپونتز» (یک آدم سادهلوح) میرساند: قراردادی جعلی و رفتن به پاریس.