ژنو در یک قلعه در پریکورد با پدرش، آخرین مرد از نسل اشرافی زمینداران که به سنتها بسیار وابسته است، زندگی میکند. او با پیتر، یک مهندس جوان، آشنا میشود که در پاریس به او ملحق میشود و تصمیم به ازدواج با او میگیرد. چند ماه بعد، در حالی که باردار است، به منطقهای که مراسم ازدواج برگزار خواهد شد، بازمیگردد.