خط داستانی
یک شاهزاده ثروتمند اوستیایی یک دختر یتیم را به فرزندی میپذیرد و او را به عنوان دختر خود بزرگ میکند، فاطیما. با بزرگ شدن فاطیما، او عاشق ناتنیش، دژامبولات میشود. اما وقتی دژامبولات به جنگ میرود و ناپدید میشود، فاطیما به خواستههای پدرش بیاعتنا میشود و تصمیم میگیرد با یک کارگر فقیر ازدواج کند.