در بروکسل در سال 1568، مردم فلاند در حال مبارزه با ظلم اشغالگران اسپانیایی هستند. به رهبری کنت دی ریسر، شورش علیه دوک بیرحم آلبا، به منظور کمک به پرنس ویلیام از اورنج برای ورود به شهر و به دست گرفتن قدرت است. اکنون، ستوان کنت، با الیزابت، همسر ریسر، رابطهای دارد. در حال حاضر، کنت که به میهن خود فکر میکند، چشم خود را بر این موضوع میبندد. اما چنین رابطهای ممکن است کل جنبش شورش را تضعیف کند.