داستانی درباره دو خواهر جاناکی و جیوتی که با والدینشان جامناداس و مادرشان به نقش بازی میگرند.رامو در همان روستا زندگی میکشد و با کشاورزی امر معاش میکند.رامو جاناکی را دوست دارد اما جاناکی به رامو بیتوجه است و بیشتر به مورلی که ثروتمندتر است گرایش دارد. جامناداس رامو را به عنوان شوهر جاناکی ترجیح میدهد چون فکر میکند انسان خوبی است و از مهریه زیاد درخواست نخواهد کرد. جاناکی با رامو ازدواج میکند و آنجاست که مشکلات آغاز میشود