خط داستانی
دادگاه به ناحق حکمی سخت برای یک کارگر جوان به نام ولودیا خارلاموف صادر میکند. دوست دخترش والیا، که ولودیا یک بار او را از دست اوباش نجات داده بود، و قاضی مردمی میتروخین به طور فعال بر بازنگری پرونده اصرار میورزند. در نهایت، دیگرانی که خارلاموف را به خوبی میشناختند نیز به آنها ملحق میشوند، اما آنها به دلیل ویژگیهای انسانی ساده - ترس، خودخواهی و بیتوجهی - به شدت دچار مانع میشوند.