میته باهوش همیشه در حال ترفند و شوخی است. او یک شوخی ترتیب میدهد که از دوست نزدیکش، رادا، میخواهد به جای او عمل کند و به دیدن یک جوان برود که پدرش او را برای ازدواج انتخاب کرده است. رادا موافقت میکند و به خانه مجلل هری و مادرش میرود. رادا به زودی دل مادر هری را به دست میآورد و در نهایت او و هری نیز عاشق هم میشوند. وقتی پدر میته، جاگات موری، از بازدیدش خبر میدهد، رادا متوجه میشود که وقت رفتن است و به شدت سعی میکند با میته تماس بگیرد، اما بیفایده است. رادا سپس چمدانهایش را بسته و میرود و هری را در حال تعجب از این وضعیت میگذارد. هری سپس با رادا مواجه میشود، اما این بار او با مردی به نام وینود کومار است که ادعا میکند رادا همسر اوست.