سهاه سه رگه برای یک جنایت: عروسک روی آسفالت
Trenta Righe per un Delitto: La Bambola Sull'Asfalto
رانندهای که از روی تعبیهٔ کودک جان میگیرد، دختربچهای را در پونتِویکو میکشد. پدر دختربچه که مدتها دوست Walter بوده است، از خبرنگار میخواهد تا موضوع را بررسی کند پیش از آنکه به خودکشی بیفتد. والتر که به این فرضیه اعتقاد ندارد، دست به جستجوی حقیقت میزند. در حالی که بازگشت Candy جذاب سبب حسادت فیدریکا میشود که تصمیم میگیرد از روزنامه استعفا دهد و به میلان رود.