الیکس میلر به خانهی منزویِ عمارت کرامت در نیوهمپشایر میرسد تا نقاشی پرترهٔ لیندن کرامپتون را بکشد. وقتی با او ملاقات میکند، میفهمد که او به دلیل بیماری به نام آکرومگالی به شدت دچار نازیبایی است. با این حال، دوستی، رمانتیک و درکی عمیقتر بین آن دو شکل میگیرد.