Dědečkem proti své vůli
فیلم دِدِشِکُم در برابر ارادهاش
مالک ثروتمند کارخانه، اوستن، به لطف انرژی و سختکوشیاش به این موقعیت رسیده است. اما او یک نقطه ضعف دارد - نمیتواند بپذیرد که او نیز روزی پیر خواهد شد. آنچه او را بیشتر میترساند، فکر به تبدیل شدن به یک پدربزرگ است. برای جلوگیری از این موضوع، او حاضر است با پسرش در عشق رقابت کند. یک روز، جیří از رفتارهای پدرش خسته میشود و تصمیم میگیرد خانه و زندگی راحتش را ترک کند. او حتی نامش را تغییر میدهد و به عنوان یک کارگر عادی در یک کارخانه رقیب مشغول به کار میشود تا به پدرش ثابت کند که او نیز قادر به پیشرفت از صفر است. در این زمان، جیří با خیاط پرانرژی، تونیچکا، آشنا میشود که در شبها درس میخواند تا کارمند اداری شود. جوانان با هم خوشحال هستند، اما مالک کارخانه، اوستن، بین آنها قرار میگیرد. او به تونیچکا پیشنهاد شغف به عنوان منشی میدهد و آماده است تا او را به سمت خود جلب کند...