خط داستانی
اولیویه که از پاریس فرار کرده و در آنجا قتلی انجام داده، به مزرعهی ژیرو پناه میبرد و عاشق دختر آنجا میشود، که این موضوع موجب ناراحتی خواستگار او، مردی به نام جوزف، میشود. وقتی جوزف مرده پیدا میشود، اولیویه متهم میشود و دختر جوان خیلی دیر میرسد تا او را تبرئه کند، زیرا این مرد بیچاره در حین فرار به درهای سقوط کرده است.