خط داستانی
مادو هنری را دوست دارد اما بوب تورکلا، یک گنگستر خطرناک، او را میخواهد. بوب، که از حسادت دیوانه شده، آماده است هر کاری برای خلاص شدن از هنری انجام دهد. او و همدستش هنری را در یک سرقت خطرناک درگیر میکنند. هنری زخمی میشود و توسط پلیس دستگیر میشود. اما این جوان، که شخصیتی ضعیف دارد، همدستانش را لو میدهد. دو سال بعد، دو گنگستر از زندان فرار میکنند. بوب متوجه میشود که هنری و مادو زن و شوهر هستند و یک دختر دارند. در وحشت، هنری به دنبال پناه میدود.