والی پس از تحصیل طولانی به روستا باز می گردد خویشاوندش به ورود او به شهر و عشق با پسری به نام شکار که با دوستانش برای شکار به روستا می آید می آید اما شکار او را فریب می دهد و از شهر فرار می کند سپس برمی گردد و به جای ازدواج با پسر شهری او را به خاطر فریبکاری می کشد