Oho, sanoi Eemeli
فیلم اوه، گفت امیلی
امیلی، یک پسر تنبل مزرعه، به دلیل پیشبینیهای ضعیف برداشت سیبزمینی توسط والدینش به دنیای بیرون فرستاده میشود. در راه به اردوگاه چوببری، او با تومی، مردی از هلسینکی که تیغتراش میفروشد و به همان مقصد میرود، ملاقات میکند. در اردوگاه چوببری، چوببرها و امیلی چندین شماره موسیقی اجرا میکنند و از ایزابل، آشپز که به مردان نیاز دارد، فرار میکنند.